تبریک به اصغر فرهادی
دیشب که مراسم اهدای جوایز Golden Glob رو می دیدم، واقعا منتظر بودم که مجری اسم فیلم جدایی نادر از سیمین رو بگه و وقتی این اتفاق افتاد از صمیم قلب خوشحال شدم! با اینکه ته دلم میدونستم که جایزه میگیره و انتظارش رو داشتم، اما باز هم شوکه شدم و خوشحال! وقتی هم که گفته های اصغر فرهادی رو گوش می دادم، این احساس مضاعف شد و دوست داشتم من هم به عنوان هم وطنش، به اصغر فرهادی بابت فیلم بسیار خوبش تبریک بگم و آرزوی موفقیت های بیشتر و بیشتر برای اون و همه کسانی که باعث میشن اسم ایران برده بشه، کنم. هرچند خیلی وقت ها گفته میشه که جایزه بردن فیلم های ایرانی در مسابقات خارجی خالی از سیاست های پشت پرده نیست و احتمالا بحث های زیادی هم بابت اینکه خانم مدونا جایزه رو به آقای فرهادی داد سر گرفته میشه، اما من به دور از همه این بحث ها واقعا وقتی این فیلم رو دیده بودم، کارگردانش رو تحسین کرده بودم و همینطور بازی های فوق العاده بازیگران این فیلم.
اصغر فرهادی شایسته این بود که جایزه بگیره و بهش تبریک میگم.
(البته من توی دلم دوست داشتم جایزش رو از دست کس دیگه بگیره مثلا جرج کلونی!!! اما خب دیگه، سیاسته! شاید میخواستن ببینن فرهادی با مدونا دست میده یا نه! امان از این بحث ها)
کتابی کم حجم ولی عمیق از لیندا ناکلین که حرفه هنرمند چاپ کرده و در پشت جلد کتاب چنین می خوانیم: « با نزدیک شدن به اواخر قرن هیجدهم، به تدریج نوعی حس اظطراب و بحران در رابطه نویسندگان و هنرمندان اروپایی با گذشته حماسی و باشکوهی که از دوره باستان تا آن زمان تداوم یافته بود پدیدار شد – گذشته ای که سنت معنوی اروپاییان به شمار می آمد. هنرمندان در برابر عظمت دستاورد های باشکوه دوران باستان نفوذ و نیروی آمرانه آن، و حتی در برابر دستاوردهای گذشته بلافصل خویش احساس ناتوانی و از پا افتادگی می کردند و این احساس به زودی در بازنمایی های هنری آنان انعکاس پیدا کرد. تصاویر نیمه تمام، «برش» ها، قطعه قطعه سازی ها، ویرانه ها و قطعه عضوها همه حاکی از احساس نوستالژی برای تمامیتی از دست رفته و غیر قابل مطالعه، و رنج از فقدان این کلیت اتوپیایی بود.تمهید «برش» چشم اندازی کاملا مدرن از جهان ارائه داد، که اساسا می توان آن را جوهره مدرنیته به شمار آورد. ناکلین در بدن قطعه قطعه شده با مشاهده و بررسی بازنمایی های تکه تکه، تب واره، و مثله شده فیگور انسان در آثار نو کلاسیک ها، رمانتیک ها و ... هنرمندان مدرن – از فوسلی تا امپرسیونیست ها، پست امپرسیونیست ها، پس از آنها – این تحولات را ردیابی می کند. لیندا ناکلین منتقد و مورخ برجسته هنر، پیشگام حوزه تاریخ هنر فمینیستی، و استاد کرسی لیلا اچسون والاس در هنر مدرن در انستستوی هنرهای زیبای دانشگاه نیویورک است. ازجمله کتابهای پر شمار او می توان از زنان، هنر، قدرت و مقالات دیگر (1989)، سیاست شناسی تصویر (1991) و بازنمایی زنان (1999) نام برد.» 



