رسانه ای ینام تلوزیون!

دنیای امروز، زاییده فرهنگ و هدایت مدرنیته است، مدرنیته نیز اساس شعار خود را بر فردگرایی، اصالت عقیده، آزادی، نفی گذشته، نفی اخلاق فردی و تأکید بر اخلاق بیرونی (قانون، نظم، پلیس و ...) به جای اخلاق درونی، لذت طلبی، اصالت اراده و غیره استوار کرده است.

یکی از جلوه های دنیای مدرن، چند رسانه ای بودن آن است. جهان چند رسانه ای یعنی جهان دیجیتال، جهان روزنامه و تلوزیون و اینترنت و ماهواره و جهانی که همه ی جلوه های فرهنگی با همه تعاریف ممکن، از نخبه گراترین تا مردمی ترین در آن گرد می آیند.

یکی از مسائلی که رسانه ها به عنوان ابزار سرمایه داری نوین به آن می پردازند، نوعی جایگزینی در نفوذ و قدرت با مغزشویی توده مردم است.

تلوزیون نماد از خود بیگانگی است. تماشاگر در جلوی آن در عالم خویش فرورفته، با فرد کنار خود هیچ ارتباطی ندارد. جمع خانواده در مقابل این صفحه نورانی در ظاهر کنار یکدیگرند، اما هرکدام جدا از هم، رابطه ای فردی میان خود و تلوزیون برقرار کرده اند.

تلوزیون بیننده را در هر سنی که باشد منفعل می کند، به جای او می اندیشد، نتیجه گیری می کند و نوعی فرهنگ توده ای را می سازد و ترویج می کند. در واقع، تماشاگر در قراردادی پنهان با تلوزیون خود را به آن تسلیم کرده است.

 

برگرفته از مقاله رسانه ها، هنر و جهان نوین – نوشته مصطفی دیباج

برزخ

ماندن در برزخ عذاب آور ترین رنج زندگیست:

اینکه به چیزی ایمان نداشته باشی

اینکه ندونی راه زندگی کدومه

اینکه ندونی به چه چیز و چه کس میشه اعتماد کرد

اینکه ندونی کجای دنیا ایستادی

اینکه بی مکان و بی زمان باشی

اینکه حس کنی گم شدی و ندونی مقصد کجاست

اینکه حس کنی تو برزخ گیر افتادی!

معرفت در هنر معاصر

معرفت در هنر معاصر عنوان کتابیست که مجموعه مقالات مصطفی گودرزی (دیباج) درباره مباحث جامعه شناسی هنر و هنر و رسانه را در خود جای داده است. در مقدمه این کتاب آمده است:

... با طی شدن روند مدرنیزاسیون و ماشینیسم و ظهور پدیده ای به نام «اوقات فراغت» ، بشر پس از کار روزانه، نیازمند پر کردن اوقات فراغت خود شده است. » او اشاره می کند که بشر امروز به جای اینکه اوقات فراغت خود را با آثار سنگین و عمیق پر کند ، سال هاست که : به جای آثار ادبی ، هنری و عرفانی در حوزه های ادبیات و موسیقی، آثاری که بتوانند سرگرمی بیافرینند و آسان پسند، سهل و در سطح باشند ، نشسته اند.

این قضیه از خلق موسیقی پاپ تا پذیرش و ترویج پوسترهای آثار به جای خود آثار و نوع مصرف آنها همچون چاپ آثار هنری که زمانی ارژینال آنها دارای حیثیتی انسانی و هنری بود، بر هر سطحی همچون تی شرت و لوازم مصرفی گسترش یافت.

سریال های سطحی تلوزیون، بازی و سرگرمی و مسابقات و معطل کردن میلیون ها مخاطب رسانه به پاسخ های بی ثمر یک شرکت کننده! ... در این فضا هر چیزی هنر نامیده می شود. کافی است که اراده رسانه ای بر آن استوار باشد. کاردستی های مبتذل، آشپزی، خواندن – در واقع فقط خوانندگی – و هزاران دقیقه تصویر و صوت و کلمه.

مقالات این کتاب تأملاتی ملموس، در زمینه های مختلف جامعه شناسی و هنر را بصورتی خلاصه و گویا، در اختیار خواننده می گذارد که خواندن آن خالی تفکر نیست.

...

امروز صبح مادرم گفت:

درختها که تازه جوونه زدن و سبز هستن، چقدر تمیز و قشنگن!

با خودم گفتم:

کاش من هم سبز بودم.

صدایی گفت:

هستند درختان سبزی که با تبر افتادند و خشکیدند!

به او گفتم:

اینکه سبز باشی و بیفتی، بهتر از اینه که در سرمای زمستون بخشکی و ایستاده باشی.