شبکه تلوزیونی Mezzo از کانال های مورد علاقه من است که اگر بشناسید، میدانید که فقط کنسرت های موسیقی پخش میکند و بیشتر هم در کار موسیقی کلاسیک است. امروز هم وقتی طبق معمول کانال های مورد علاقه ام را مرور می کردم، به کانال Mezzo که رسیدم، نتونستم گذری رد شوم. پیانیست جوانی در پشت یک پیانوی رویال نشسته بود و چنان با کلاویه های پیانو بازی می کرد که الحق نه تنها یک پیانیست بود، بلکه یک هنرمند تمام عیار بود! امیدوارم از آن دسته آدم ها نباشید که بگویید خوب مگر پیانیست غیر هنرمند هم هست که من اینطور نوشتم؟! متاسفانه خیلی از عوام هیچ تمایزی بین این دو قائل نمیشوند و از نظر آنها هرکس که به یک تکنیک تسلط داشته باشد، هنرمند است! مثلا از کسی که یک تابلوی منظره رنگ و روغن را خوب اجرا کند و یا یک قطعه موسیقی رو بدون غلط بنوازذ، به عنوان یک هنرمند یاد می کنند ؛ غافل از اینکه تکنیک چیزی است که هرکس میتواند با تمرین یاد بگیرد و هنر چیز دیگه ای ست که از پس هر کسی بر نمی آید. هیچ دقت نمیکنیم به اینکه بارها گفتیم: فلانی فکر کرده هنر کرده که....... یا به کسی می گیم: هنر کردی ؟ پس هنر همون کار شاق هست و نه هر کاری!
باری، این بحث رو در پست دیگری ادامه میدم و به همون کانال Mezzo برمیگردم!
همچنان که میخکوب تلوزیون بودم به این فکر کردم ایکاش موسیقی خودمون رو هم میشد به همین راحتی تماشا کرد. به این فکر کردم که اگر به جای تصویر دست های این پیانیست ، گل و بلبل میدیدم آیا باز هم مکثی که برای شنیدن این موسیقی داشتم همینقدر طولانی بود ؟ مسلما خیر. امتحانش بی ضرر بود و قطعا حظ بردن از هنر موسیقی در ارتباط مستقیم با تماس با آن است.
اهمیت تماس با اثر هنری از بحث های غیر قابل انکار و بدیهی در مباحث هنری است که متأسفانه تنها در اینجا - منظور در ایران خودمان - به راحتی ندید گرفته می شود. خیلی راحت عادت داریم به هنگام شنیدن صدای موسیقی کلاسیکمان، درختان و کوهساران و پرندگان را تصور کنیم، در واقع طبیعت به جای نوازندگان مینوازند!!!
به نقل از کتاب حقیقت و زیبایی بابک احمدی: « در هیچ هنری به اندازه موسیقی، این مسأله تماس با اثر آشکار نیست. هر اجرای اثر موسیقایی زندگی تازه ی این اثر است. نوع ساز و حتی محیطی که اثر در آن اجرا می شود تأثیری تعیین کننده بر دریافت مخاطب دارد. » برای مطالعه بیشتر به فصل یازدهم همین کتاب مراجعه کنید. البته در صورت تمایل!