هرگز
برای هرگز نامه ای نوشتم
فردایِ هیچوقت پاسخم گفت
برایم نوشته بود که زیر باران رانندگی خواهد کرد
در انتظار ابرهای سنگینم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۰ ساعت 13:14 توسط ندای بی ندا
|
فردایِ هیچوقت پاسخم گفت
برایم نوشته بود که زیر باران رانندگی خواهد کرد
در انتظار ابرهای سنگینم
و از خوشه های زرد به ثمر نشسته گندم
باز خواهم نوشت
از تک درخت های جسور
و دشت های سبز جنوب
باز خواهم نوشت
من از آن دیارم و ریشه ام در دشت های سبز آنجاست
تک درخت های ستبر دشت هایش را می پرستم
و برایشان دعای باران می خوانم
مرا باز خوان
تا در زیر سایه تک درختی
از گندمزار های سبز جنوب بنویسم